عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

76

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

نفى مىنمود چنان كه مرور هر سالهء پيامبر ( ص ) با جبرئيل ، در آنچه از قرآن نازل مىشد ، مايهء ضمانت ديگرى براى اين وحدت و عامل حفظ آن از زيادت و نقص و يا تحريف بود . بنابر اين مىتوانيم مفاد سخن زيد بن ثابت را دربارهء عملش ، بعد از تكليفى كه ابو بكر به او در باب جمع‌آورى قرآن كرد ، دريابيم كه گفت : « قرآن را از شاخه‌هاى درخت خرما ، سنگهاى پهن و سينه‌هاى مردان جستجو و جمع مىكردم » « 1 » . همچنين مىتوانيم مفاد روايت ابن ابى داوود از طريق يحيى بن عبد الرحمان بن حاطب را هم دريابيم كه گفت : « عمر آمد و گفت ، هر كس از پيامبر [ ص ] چيزى از قرآن را فرا گرفته است ، بايد ارائه نمايد . آنها قرآن را روى صحيفه‌ها ، لوح‌ها و شاخه‌هاى درخت خرما مىنوشتند وى از كسى چيزى از قرآن را نمىپذيرفت مگر اين كه دو گواه بر آن گواهى دهند » « 2 » . تا جايى كه زيد را مىبينيم كه دو آيهء آخر سورهء توبه ، از ذهن و اوراقش ناپديد گشت و آن دو را تنها با ابو خزيمة بن ثابت انصارى يافت و گفت : « بنويسيد كه پيامبر [ ص ] گواه او را مساوى گواهى دو نفر قرار داده است » « 3 » . بدون شك اين دو آيه ، به صورت نوشته شده با ابو خزيمه يافت شده كه گواهى او ، بنا بر درستى نقل و ثبت آنها از جانب پيامبر [ ص ] بوده است . در اين باره چيزى كه ما را بيشتر مىآگاهاند ، اين است كه ، عمر آيهء رجم را آورد و زيد آن را ننوشت ، چون او تنها يك نفر بود « 4 » . همچنين شك نداريم كه صحابه چيزى از قرآن را بدون ثبت آن در روزگار پيامبر [ ص ] وانگذاشته‌اند حتى مصاحف و به عبارت صحيح‌تر ، مصحفهاى مشهور در روزگار پيامبر [ ص ] خوانده و عرضه مىشد « 5 » ، چنان كه آنها ، چيزى خلاف قرآن هم به خاطر نهى صريح در اين باب نمىنوشتند . نهى از اين عمل را مسلم در حديثى از ابو سعيد آورده كه او به نقل از پيامبر [ ص ] روايت كرده است كه فرمود : « از من چيزى جز قرآن ننويسيد « 6 » . » ( 1 ) با وجودى كه گاهى قوهء خيال برخى مردم اين گونه تصويرگرى مىكند كه وجود قرآن

--> ( 1 ) جلال الدين عبد الرحمن السيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 57 . ( 2 ) همان ، ص 58 . ( 3 ) همان . ( 4 ) همان ، ص 58 . ( 5 ) ابو عبد اللّه الزنجانى ، تاريخ القرآن ، ص 17 ، نقل از آمدى در « الافكار الأبكار » . ( 6 ) السيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 60 .